نظر عشق بهشت ام
تاریک شب
سکوتم شکست
لحظه ها غم انگیز تر
آن جان که با تو بودم
آواز غمت را می شنیدم
همان پرده که گفتی نوازش کن
آن دم را سوی تن بردم
شفقت دیدی آن مهربانی که دید,جز من
کوچه ها رنگ خیال اند
اما مریم زارم کجاست در شب تارم
آن دم به کجا شتابان رفتم
تو دیدی که من ماریا را شیرین دیدم در غمت
مداحی ابالفضلی ها مدیون ابالفضل اند از جواد مقدم
حدیث حضرت رسول اکرم در مورد حضرت عباس:
کتاب الکبریت الاحمر گفته شده که در رویایی صادقه,حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت عباس فرمودند:
خداوند چشمت را روشن گرداند,تو باب الحوائج هستی,از هرکه خواستی شفاعت کن.
متن شعر
اباالفضلیا مدیون اباالفضلن
اباالفضلیا مفتون اباالفضلن
اباالفضلیا دیونه ی دیوونن
اباالفضلیا مجنون اباالفضلن
ابالفضلیا مست و می سالارند
ابالفضلی ها مرد عمل و کارند
برای سینه زدن تو حرم ارباب
یه امضای امام رضا کم دارند
بده پیمونه من دیوونه به عشق ابالفضل م
تا در روم واشه
فقط این راه شه
تا روز قیامت در می زنم
ابالفضل من مدیون خودت کردی
ابالفضل من مجنون خودت کردی
ابالفضلی سوختن ولی با گستاخ
همه ی حیرت عباس ولی خوشبختن
ابالفضلی ها الگو شون ابالفضل
ابالفضل مرد روزای سختن
مست ابالفضل اند
گدای کرم دست ابالفضل اند
زیر منت کسی نمیرن چون ابالفضلیا پا بست ابالفضل اند
بازم بی تابم دیدم تو خوابم
میون دشتی از گل های یاسم
عجب تعبیری چه خوش تقدیری انشاالله تاسوعا پیش عباسم
بده پیمونه من دیوونه به عشق ابالفضل م
تا در روم واشه فقط این راهشه
تا روز قیامت در می زنم
ابالفضلیا با حسین گره خوردن
دل از سفره زهرا و علی بردن
ولی دیدن از این زمونه ی بی رحم
ولی خم به دو ابروشون نیاوردن
اباالفضلی ها تو نوبت طابوس اند
میان روزی که شش گوشه را می بوس اند
بیا حدس بزنیم امضا کی باشه
ابالفضلی ها با رقیه مانوس اند
ببین دل خونم بازم می خونم
دم آخر آقا تنهام نزار
حسینم باشه خودت هم باشی
رقیه را هم همراهت بیار
ببین دل خونم بازم می خونم
دم آخر آقا تنهام نزار
ببین بی تابم دیدم تو خوابم میون دشتی از گل های یاسم
رهگذر جان
جان می رود سوی دلت آن جا که رهگذر است
خسته از جان خود و جان توام در خطر است
من می روم سوی خدا آن جا که دل در حذر است
تو می روی سوی خدا آن جا که دل در سحر است
گمگشته است جانم در ره تو بی سحر است
خسته از جان خود و جان توام در سحر است
دانلود مداحی ای عشق من
متن شعر
ای عشق من
به فاطمه طلوع عینی
تو پادشاه عالمینی
سفینه النجاه عالم سرور و مستی حسینی
پر پروازم به سوی گنبد طلایت نظر نما
به زیر پایت که حک شده به سینه ی من امیر من حسین فدایت
به سرم فقط بود هوای تو
به دلم هوای تو سجده به زیر خاک پای تو
یا ثارالله حسین حسین جان
در دل دارم امید خوردن شرابم
که تا ابد شوم فدایت
سلام من اون امید
که بشنوم دمی جوابت
محصورم کن به راهت عشقت ای حبیبم
به یک شمیم بوی سیبت
تمام آرزویم است
زیارتت کنی نصیبم چه کنم که حاجتم روا کنی زیارتت نصیب من
برای دانلود کلیک کنید
سراب سرایت
اخراج در منزل یارم من
بی وفا شب زنده دارم من
بی گنه در سرایت سرابم من
بی وفا چشم انتظارم من
باران در ابر خیالم من
بی وفا خیالی گرفتارم من
آسمان در نماز بی ریاهم من
بی وفا شهر خرابم من
بی وفا در دلم وفا دارم من
بی وفا وفا رهایم من
دانلود مداحی جواد مقدم
متن شعر
ای سوار قد بلند پهلوون
ای رسیده شون هات به آسمون
ای لاله باغ کدوم قبیله ای
ماه پیشونی قشنگ مهربون
تو که دستات گره ها را وا می کند
خوشگلیت یوسف رسوا می کند
وقتی که دشمنات تو رو دوره کنن
برق شمشیر تو غوغا می کند
چشم تو ماه به سوسو میاره
قامتت سرو به زانو میاره
سر رنگین کمان تو صورتت تو به اون کمون ابرو میاره
تو شجاعت و وفا تو اولی نمی دونم نمی دونم نمی دونم
سپر کدوم یلی شیر پاک مادرت حلالت
این همه نشونه داری از علی
مهربونی را محبت می کنی
شکر و قند می ریزه در لب تو
وقتی که با رقیه صحبت می کنی
غغضب نگات چه دشمن شکنه
ابروهات تیغ و شمشیر می زنه
حلقه ی تو مهراب منه
میگه یوسف که جمالم رو می دم
یا سلیمان میگه مالم را می دم
وقتی پای دیدنت وسط بیاد
جبرئیل ام میگه بالم را می دم
دنیا بی عشق تو قفس به نگات همه دنیارا بسه نه فقط من که غلامم
از منی میگه نگات مقدسه یا ابالفضل
خدایا , خوشی برایم همیشه تلخ نگاشته شده است
کام را به آتش کشیده است عشق او
در ظلمت شهر, عطر روشنایی است حرم عشق-امام رضا
دیوانه گشتم در ره عشقت,بی کس و بیمار گشتم اما چه کنم که گفته بودی جز من کس با تو نیست آری آن که بود و نبود رفت بازم گفتم خدایا تو هستی دیگر
نفس هایم رو به ره عشق او می سپارم,تو رو به این شهر که عشق ندیده اند
پیاله شراب نفس هایم رو ببین که چگونه تلخ است برای تو
شبی مست بودم در کوچه های خیال
دیدم که قلب ها همه سنگ,قلب دیوونه را شیشه دیدم,زیر هجوم باران سنگی,شیشه شکست و نفس رفت,باران خود را دید نه اینکه آیینه باشد,ذات حقیقت بود
مجموعه اشعار زیبا عاشقانه
در بهار عشق می کارم
در تابستان به مانند خورشید سوزان بر آن می تابم
در پاییز تکیه بر باد می رقصم
در زمستان درخت تنومند عشق می شوم
تجسم زیبای نگاهت از پشت شیشه هنوز در خاطرم زمینه ساز امید به زندگی است
شیشه قلب
روزگاری گذشت تلخی کام را با تو شیرین کردم,جان جانان را دیدم اما نشد که با او بمانم.گذشته ها رفته قعر اقیانوس محبت,اما هنوزم مرا صدا می زند که این نیست مرام عاشقان
مجنون گر منم
تو لیلی باش
گر مست و خرابم
تو مجنون باش
گر من نباشم
تو یاد من باش
گر من تنهام
تو خدا باش
در مجلس عاشقان عالم تو رو در کرسی سروری می نشانم ای جانان من
بوسه ای بر پیشونیم بزن تا تو را به خاطر آورم
تصور فرشته
می دانستم که او همه است,او معنای حقیقی عشق است
در زمانی بی طاقت رخت احساسش را بر تن نحیف خود کردم
آنان که در پس سیاهی های زندگی شان می نگارند عشق به رنگ خون لب هایشان هرگز نمی میرند
جاوید عشق
رویای خاموش هر شب
نفسی که رفت و بر سر جانم نوشت عشق همین است
دریای تلخ در تن صدایش شیرین می شود
اما نشنیدم که او را صدا کند.
باز هم در به در نگاهم در شهر هرز می رود آدم ها می روند
من در تعقیب نگاهشان
آنان مرا دیوانه می خوانند حتی او
چند هفته ای او را دیدم اما نشد احساسم را ببیند رو تقدیر قلبم نوشم معصومیت از دست رفته
فنای نفسم
امام صاحب زمان
تو چه ناز می کند دلت
قلبت غمین ناز دلت
به خدا
دامان تو آغوش من است
دامان من مرداب غم است
به خدا
لحظه های تلخ فراموشی بنما
رخ ببینم دل شادم لب بنما
به خدا
زه من گرفتار دعایت حضرت دوست
بهر آن دم که مستم حضرت دوست
به خدا
استعار شیشه قلبم مست تو
حضرت عشق است مست تو
به خدا
شرمنده صورت غمگین توام
آقا بگو اگر غمگین قلب توام
به خدا
یک جمله خود بگو غمگینم
زین اشارات دیدم بگو غمگینم
به خدا
مداحی جواد مقدم بی کس و آواره منم سرور و آقا همه تو
امام حسین می فرماید:ای مردم خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند,آنگاه که او را شناختند پرستش کنند و آنگاه که او را پرستیدند از پرستش غیر او بی نیاز شوند
بحار الانوار,ج5ص312ح1
متن شعر
بی کس آواره منم
سرور و آقا همه تو
ذکر لبم دم همه دم
ذکر ثنای تو دم تو
زاده شده با همه تو
ای همه ی عالم من
در پس این قصه چرا
می کشد آخر غم تو
تربت و عشق و غم تو
با گل من روز الست
گشته اجین پس شده ام
من ز ازل آدم تو
دلبر دلدار منی
در گوهربار منی
عبد و غلام تو منم
سید و سالار منی
نعم الامیری یاحسین
نام تو تسبیح من صوم و صلاه سحرم
من به غلامی در خانه تو مفتخرم
من ز نفس های نخست
بوده حسین روی لبم
تا دم آخر به جز از ذکر تو نامی نبرم
بوده حسین روی لبم
می به کرم شهره نماز گوشه نگاهی ز کرم
تا که بنوشیم می از سهبای حرم
ای حرمت قبله گر و ملجا عشاق جهان
طعنه زند تربت تو بر همه اوصاف جهان
تربت و عشق و غم تو
با گل من روز الست
گشته اجین پس شده ام
من ز ازل آدم تو
دلبر دلدار منی
در گوهربار منی
عبد و غلام تو منم
سید و سالار منی
نعم الامیری یاحسین
درباره این سایت